العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
150
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
ديگر حيوانات . [ ساختار وجودى انسان به گونهاى است كه ] بدون هميارى و همكارى ، افراد انسان باقى نمىمانند و به كمال خود نمىرسند ؛ زيرا غذاها و پوشاكهاى انسان امورى صناعى است و هر انسانى نياز به ديگران دارد در كارى كه او در عوض عمل خود از وى دريافت مىكند تا آنكه كمال آنچه به آن نياز دارد به تماميت رسد . از سوى ديگر ، اجتماع مردم - با توجه به تباين خواستها و شهوتهاى ايشان و تفاوت مزاجها و اختلاف نيروها و قواى ايشان ، قوايى كه مقتضى افعالى است كه از آنان سر مىزند - در مظانّ كشمكش و تباهى و وقوع آشوبهاست . پس بايد قانون و روش عادلانهاى وضع [ و بر جامعه حاكم ] گردد تا روابط ميان افراد جامعه را به نظم درآورد . حال اگر واضع اين قانون و سنّت ، خود مردم جامعه باشد ، همان محذور دوباره لازم مىآيد . پس بايد اين سنت مستند به شخصى باشد كه به واسطهء كامل بودن قوا و سزاوار بودن براى سرسپردگى و فرمانبردارى ، از مردم جامعه ممتاز و برتر باشد ، و اين تنها با انجام معجزاتى خواهد بود كه نشان دهد اين سنّت از جانب خداى متعال است . از طرفى ، روشن است كه افراد مردم در پذيرش خير و شرّ و پستىها و نقصان و فضيلتها ، برحسب اختلاف مزاجها و هيأتهاى نفسانى آنان ، گوناگون و مختلفاند . لذا اين قانونگذار بايد مورد تأييد باشد ، به گونهاى كه از استوار ساختن شريعت خود در ميان تودهء مردم ناتوان نباشد ، برخى را با برهان ، برخى را با اندرز دادن ، برخى را با جذب و تأليف قلب و برخى را با جنگ و خشونت . و چون پيامبر در همهء زمانها حضور ندارد ، بايد سنتهاى تشريع شده تا فرا رسيدن زمان [ نسخ و ] اضمحلال آن و هنگامى كه حكمت الهى آوردن سنت ديگرى را اقتضا مىكند ، باقى بماند . از اينرو بر مردم واجب گشته عباداتى را كه صاحب شريعت را به ياد مىآورد ، انجام دهند و آن را تكرار نمايند تا اين يادآورى با